Keywan Teppiche 2018-11-21T14:37:14+00:00

تاریخ فرش ایران

قالیبافی در ایران پیشینه ای بس طولانی دارد. سال ها پیش از آن که عرب ها به ایران تاخت و تاز آورند و آنجا را بگشایند بیابان گردان و روستاییان ایرانی فرش می بافتند. گزنفون سردار و مورخ يونانی در كتاب خود موسوم به «سيرت كورش» ميگويد: «ايرانيان براي اينكه بسترشان نرم باشد، زير آن قاليچه ميگسترانيدند.» در ادبيات فارسی قديم ايران به كرات از تخت معروف «طاقديس» متعلق به خسروپرويز پادشاه ساسانی ياد شده كه بر روي آن چهار تخته فرش نفيس گسترده شده بود و هر كدام یکی از فصول چهارگانه سال را نشان ميداده است. الياف اين قالی از طلا و نقره و گلهاي آن از سنگهاي قيمتی بود.

طبق روایات شاهنامه فردوسی، آغاز فرشبافی، رشتن و بافتن به زمان تهمورث یعنی زمان پیشدادیان باز میگردد. در تاریخ طبری از فرشهایی که با مو و پشم حیوانات در این دوره بافته شده سخن رفته است.

از بافت نخستین قالیچه ها و اینکه چه قومی در ابتدا به این کار مبادرت کرده، هیچ گونه اطلاع موثقی در دست نیست. زیرا قالیچه ها به لحاظ ساختار طبیعی شان در اثر رطوبت و حشرات آسیب می بینند. قدیمیترین نشانه از هنر قالیبافی به عصر مفرغ باز میگردد این نشانه یک کارد قالیبافی است که از گورهای عهد مفرغ ترکمنستان و شمال ایران یافت شده است. در شهر سوخته (دشت سیستان ـ جنوب شرق ایران( نیز فرشهای حصیری و پارچه و ابزارهای بافندگی به دست آمده که متعلق به 2500-2800 پیش از میلاد است. در دورة هخامنشیان، به نقل از گزنفون، شهر کهن ساردیس به قالی های گرهباف خود فخر میکرده که به نقش های حاشیه و هیکل های مردان و شیردال های افسانه ای آراسته بوده است.

قدیمی ترین نمونه ای که باستان شناسان به آن دست یافته اند، قالیچه ای است که به علت دستیابی به آن در گور یخ زده یکی از فرمانروایان سکایی در دره پازیریک واقع در 80 کیلومتری مغولستان خارجی، به نام قالیچه پازیریک نامیده شده است. این فرش که به عنوان پوشش اسب به کار می رفته، در هر سانتیمتر مربع دارای 36 گره ترکی دارد. و صاحب نظران با توجه به نقش های روی این قالی که شبیه نقوش اصلی هخامنشی است آن را ایرانی می دانند و معتقدند که قالی مزبور از دستبافت های مادها و پارت ها (خراسان بزرگ قدیم) است. رنگهای مورد استفاده در این قالی قرمز اخرایی، زرد، سبز کمرنگ و نارنجی است. تشابه نقوش سواران و مردان پیاده که در کنار اسبان خود راه می پیمایند، و جانوران بالدار در این قالی با نقوش تخت جمشید، صحت نظر این محققین را قوی می سازد. صاحبنظران همچنین معتقدند بافت قالیچه ای با چنین ویژگیهایی، مستلزم دارا بودن پشتوانه ای فرهنگی و هنری در ارتباط با بافت فرش حداقل برای چندین قرن خواهد بود و مبین این نکته است که در قرون متمادی، قبل از بافت فرش معروف پازیریک، این حرفه در فلات ایران رواج داشته و ایرانیان به رموز آن پی برده بودند.

گرچه از دوران ساسانیان نمونه مشخصی موجود نیست، لیکن آن طور که از قرائن پیداست، فرش ایران در دوران ساسانی، از شهرت و اعتبار جهانی برخوردار بوده است. چنان که سالنامه چینی (سوئی سو) در این دوران از فرش پشمی ایران به عنوان کالای وادراتی به چین نام می برد. روایاتی که از فرش معروف بهارستان در کاخ تیسفون بیان شده، بیشتر به افسانه شبیه است. اما صرف نظر از جنبه های اغراق آمیز، اخبار فوق نشانه هایی از قابلیت و برتری هنرمندان ایرانی، و پیشتازی آنان در هنر فرش بافی را بیان می دارد.

با ظهور دین اسلام و فروپاشی نظام پرشکوه ساسانیان، هنر فرشبافی که پیشتر توسط اشراف حمایت می شد، دچار رکود شد. با پراکنده شدن هنرمندان در شهرهای دور و نزدیک، هنر فرشبافی بدون نمودی آشکار به بقای خود ادامه داد. لیکن این روند دیری نپایید و خلفای بنی امیه و بنی عباس بر خلاف خلفای گذشته، در تقلید از شاهان گذشته، به این هنر توجه کردند و موجبات شکوفایی این هنر را پدید آوردند.

تهاجم قوم مغول آنچه را که دستآورد سلاطین گذشته بود، منهدم ساخت. آنان مردانی جنگجو بودند که دنیا را بر پشت اسبانشان فتح کرده بودند و در مصاف با دشمنان، زنانشان را همراه نمی بردند، و قالی که زاده دستان هنرمند زنان است، با حمله آنان، نه تنها به ایران راه پیدا نکرد، بلکه باعث شد تا کارگاه های کوچک بافت قالی به کلی مضمحل شود و طراحان و نقاشان به نقاط دور دست و روستاهای دور افتاده بگریزند. مغولها گرچه سرزمین ایران را فتح کردند، لیکن به زودی مقهور فرهنگ غنی ایرانیان شده و در آن مستحیل شدند. جانشینان مغولان با برخورداری از این فرهنگ، رفته رفته، به ترمیم خرابیها همت گماشتند و هنرمندان را بزرگ داشته و موجبات پیشرفت زمینه های هنری را فراهم آوردند.

در زمان تیموریان قالی بافی به راه تحولی گام نهاد که می بایست آنرا به پایه هنرهای زیبا رسانید. در نیمه دوم قرن نهم صفحات مینیاتور مکتب هرات شروع به نشان دادن قالی هایی با نقش مایه های گردان کردند که بعضا به گروه قالی های لچک و ترنج تعلق می یابند.

در عصر صفوی فرش به منزلتی عالی و اعتباری متفاوت از گذشته نایل شد و چهره ای دگرگون یافت. نمونه های ارزنده موجود در موزه های مشهور جهان نظیر قالی مشهور اردبیل که جهت مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی جد بزرگ صفویان بافته شده و اکنون در موزه ویکتوریا و آلبرت موجود است، اکثرا حاصل کارگاه های قالیبافی شاهی در این دوران است.

شاه عباس از این مهم سهم بسزایی داشت، زیرا وی با تأسیس کارگاه قالیبافی در جوار قصرهای سلطنتی خود بین چهل ستون تا میدان شاه بافندگان را مستقیما زیر نظر داشت تا از کیفیت بافت و ظرافت آنها مطمئن شود. یادداشت های سیاحانی چون تاورنیه، شاردن، رابرت شرلی تأییدی بر این گفتار است. فرشهای نفیس این دوران به بیش از سه هزار تخته تخمین زده شده است. در این زمان کاشان نیز به واسطه مرغوبیت و ظرافت قالی های تولیدی خود پذیرای سفارشات بسیار شد و تولید فرشهای زربفت که حاصل بافت با نخ های طلا و نقره بود، بنا به سفارش دربار لهستان، بر رونق آن شهر افزود. این فرشها که بعداً به فرشهای لهستانی یا پولونز Polonaisa معروف شدند یادگارهای این دورانند و اکنون مایه فخر و مباهات موزه های مالک آنند.

تولیدات ما معرف فرش مدرن دست بافت ایرانی است که سابقه و اصالت نقوش فرش اصیل ایرانی را با خود به یادگار آورده است

قالی بافی در ایران به یک سنت و تاریخی دیرینه بازمیگردد. قدیمی ترین نشانه های هنر قالی بافی در ایران مربوط به دوره مفرغ است. علائم و نشانه های فرش و قالی بافی از این دوره در مقبره های واقع در ترکمنستان و شمال ایران یافت شده و همچنین نمونه های دیگری همچون ابزار و یراق بافندگی فرش و سبد نیز در شهری باستانی در دشت سیستان در جنوب شرقی ایران یافت شده است که قدمت آن به سالهای 2،800-2،500 قبل از میلاد مسیح باز می گردد. و بعدها توسط زنوفون، ژنرال و مورخ یونانی، این شهر باستانی کاوش و تشریح شد.

قالیبافی در ایران پیشینه ای بس طولانی دارد. سال ها پیش از آن که عرب ها به ایران تاخت و تاز آورند و آنجا را بگشایند بیابان گردان و روستاییان ایرانی فرش می بافتند. گزنفون سردار و مورخ يونانی در كتاب خود موسوم به «سيرت كورش» ميگويد: «ايرانيان براي اينكه بسترشان نرم باشد، زير آن قاليچه ميگسترانيدند.» در ادبيات فارسی قديم ايران به كرات از تخت معروف «طاقديس» متعلق به خسروپرويز پادشاه ساسانی ياد شده كه بر روي آن چهار تخته فرش نفيس گسترده شده بود و هر كدام یکی از فصول چهارگانه سال را نشان ميداده است. الياف اين قالی از طلا و نقره و گلهاي آن از سنگهاي قيمتی بود.

طبق روایات شاهنامه فردوسی، آغاز فرشبافی، رشتن و بافتن به زمان تهمورث یعنی زمان پیشدادیان باز میگردد. در تاریخ طبری از فرشهایی که با مو و پشم حیوانات در این دوره بافته شده سخن رفته است.

از بافت نخستین قالیچه ها و اینکه چه قومی در ابتدا به این کار مبادرت کرده، هیچ گونه اطلاع موثقی در دست نیست. زیرا قالیچه ها به لحاظ ساختار طبیعی شان در اثر رطوبت و حشرات آسیب می بینند. قدیمیترین نشانه از هنر قالیبافی به عصر مفرغ باز میگردد این نشانه یک کارد قالیبافی است که از گورهای عهد مفرغ ترکمنستان و شمال ایران یافت شده است. در شهر سوخته (دشت سیستان ـ جنوب شرق ایران( نیز فرشهای حصیری و پارچه و ابزارهای بافندگی به دست آمده که متعلق به 2500-2800 پیش از میلاد است. در دورة هخامنشیان، به نقل از گزنفون، شهر کهن ساردیس به قالی های گرهباف خود فخر میکرده که به نقش های حاشیه و هیکل های مردان و شیردال های افسانه ای آراسته بوده است.

قدیمی ترین نمونه ای که باستان شناسان به آن دست یافته اند، قالیچه ای است که به علت دستیابی به آن در گور یخ زده یکی از فرمانروایان سکایی در دره پازیریک واقع در 80 کیلومتری مغولستان خارجی، به نام قالیچه پازیریک نامیده شده است. این فرش که به عنوان پوشش اسب به کار می رفته، در هر سانتیمتر مربع دارای 36 گره ترکی دارد. و صاحب نظران با توجه به نقش های روی این قالی که شبیه نقوش اصلی هخامنشی است آن را ایرانی می دانند و معتقدند که قالی مزبور از دستبافت های مادها و پارت ها (خراسان بزرگ قدیم) است. رنگهای مورد استفاده در این قالی قرمز اخرایی، زرد، سبز کمرنگ و نارنجی است. تشابه نقوش سواران و مردان پیاده که در کنار اسبان خود راه می پیمایند، و جانوران بالدار در این قالی با نقوش تخت جمشید، صحت نظر این محققین را قوی می سازد. صاحبنظران همچنین معتقدند بافت قالیچه ای با چنین ویژگیهایی، مستلزم دارا بودن پشتوانه ای فرهنگی و هنری در ارتباط با بافت فرش حداقل برای چندین قرن خواهد بود و مبین این نکته است که در قرون متمادی، قبل از بافت فرش معروف پازیریک، این حرفه در فلات ایران رواج داشته و ایرانیان به رموز آن پی برده بودند.

گرچه از دوران ساسانیان نمونه مشخصی موجود نیست، لیکن آن طور که از قرائن پیداست، فرش ایران در دوران ساسانی، از شهرت و اعتبار جهانی برخوردار بوده است. چنان که سالنامه چینی (سوئی سو) در این دوران از فرش پشمی ایران به عنوان کالای وادراتی به چین نام می برد. روایاتی که از فرش معروف بهارستان در کاخ تیسفون بیان شده، بیشتر به افسانه شبیه است. اما صرف نظر از جنبه های اغراق آمیز، اخبار فوق نشانه هایی از قابلیت و برتری هنرمندان ایرانی، و پیشتازی آنان در هنر فرش بافی را بیان می دارد.

با ظهور دین اسلام و فروپاشی نظام پرشکوه ساسانیان، هنر فرشبافی که پیشتر توسط اشراف حمایت می شد، دچار رکود شد. با پراکنده شدن هنرمندان در شهرهای دور و نزدیک، هنر فرشبافی بدون نمودی آشکار به بقای خود ادامه داد. لیکن این روند دیری نپایید و خلفای بنی امیه و بنی عباس بر خلاف خلفای گذشته، در تقلید از شاهان گذشته، به این هنر توجه کردند و موجبات شکوفایی این هنر را پدید آوردند.

تهاجم قوم مغول آنچه را که دستآورد سلاطین گذشته بود، منهدم ساخت. آنان مردانی جنگجو بودند که دنیا را بر پشت اسبانشان فتح کرده بودند و در مصاف با دشمنان، زنانشان را همراه نمی بردند، و قالی که زاده دستان هنرمند زنان است، با حمله آنان، نه تنها به ایران راه پیدا نکرد، بلکه باعث شد تا کارگاه های کوچک بافت قالی به کلی مضمحل شود و طراحان و نقاشان به نقاط دور دست و روستاهای دور افتاده بگریزند. مغولها گرچه سرزمین ایران را فتح کردند، لیکن به زودی مقهور فرهنگ غنی ایرانیان شده و در آن مستحیل شدند. جانشینان مغولان با برخورداری از این فرهنگ، رفته رفته، به ترمیم خرابیها همت گماشتند و هنرمندان را بزرگ داشته و موجبات پیشرفت زمینه های هنری را فراهم آوردند.

در زمان تیموریان قالی بافی به راه تحولی گام نهاد که می بایست آنرا به پایه هنرهای زیبا رسانید. در نیمه دوم قرن نهم صفحات مینیاتور مکتب هرات شروع به نشان دادن قالی هایی با نقش مایه های گردان کردند که بعضا به گروه قالی های لچک و ترنج تعلق می یابند.

در عصر صفوی فرش به منزلتی عالی و اعتباری متفاوت از گذشته نایل شد و چهره ای دگرگون یافت. نمونه های ارزنده موجود در موزه های مشهور جهان نظیر قالی مشهور اردبیل که جهت مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی جد بزرگ صفویان بافته شده و اکنون در موزه ویکتوریا و آلبرت موجود است، اکثرا حاصل کارگاه های قالیبافی شاهی در این دوران است.

شاه عباس از این مهم سهم بسزایی داشت، زیرا وی با تأسیس کارگاه قالیبافی در جوار قصرهای سلطنتی خود بین چهل ستون تا میدان شاه بافندگان را مستقیما زیر نظر داشت تا از کیفیت بافت و ظرافت آنها مطمئن شود. یادداشت های سیاحانی چون تاورنیه، شاردن، رابرت شرلی تأییدی بر این گفتار است. فرشهای نفیس این دوران به بیش از سه هزار تخته تخمین زده شده است. در این زمان کاشان نیز به واسطه مرغوبیت و ظرافت قالی های تولیدی خود پذیرای سفارشات بسیار شد و تولید فرشهای زربفت که حاصل بافت با نخ های طلا و نقره بود، بنا به سفارش دربار لهستان، بر رونق آن شهر افزود. این فرشها که بعداً به فرشهای لهستانی یا پولونز Polonaisa معروف شدند یادگارهای این دورانند و اکنون مایه فخر و مباهات موزه های مالک آنند.

با انقراض صفویان افول هنر فرشبافی نیز آغاز گردید. تاخت و تاز افاغنه همه چیز را به ناگهان از بین برد و خاطره دردناک حمله مغولان را در اذهان عموم زنده کرد. در زمان افشاریان به خاطر جنگ های پی در پی تولید فرش های زینتی کاهش یافت. از زمان کریم خان زند نیز دو تخته فرش باقی مانده که یکی تاریخ دار و به سفارش حاکم وقت کرمان و دیگری احتمالا در شیراز بافته شده است.

در دوره قاجاریه اروپا و آمریکا تقاضا برای خرید فرش ایران را افزایش میدهند. بازرگانان تبریزی به تأسیس کارگاه های فراوان قالیبافی نه تنها در تبریز بلکه در کرمان، مشهد، کاشان و سایر شهرهای ایران همت گماشته و قالی های بافته شده از طریق استانبول به اروپا راه می یافتند. با رونق روزافزون بازار فرش ایران تجار خارجی خود به فکر سرمایه گذاری در ایران افتادند و با ایجاد کارگاه های بافت قالی در شهرهایی نظیر کاشان، اراک، کرمان، هدایت این فن را به عهده گرفتند و با اعمال سلیقه و دگرگونی طرحها اصالت آنها را نادیده انگاشتند.

وجود جنگهای بین المللی اول و دوم بازار پررونق فرش ایران را با رکود ناگهانی روبرو ساخت و کارگاه های بسیاری را كه از این طریق ارتزاق می کردند به تعطیلی کشاند.

با انقراض صفویان افول هنر فرشبافی نیز آغاز گردید. تاخت و تاز افاغنه همه چیز را به ناگهان از بین برد و خاطره دردناک حمله مغولان را در اذهان عموم زنده کرد. در زمان افشاریان به خاطر جنگ های پی در پی تولید فرش های زینتی کاهش یافت. از زمان کریم خان زند نیز دو تخته فرش باقی مانده که یکی تاریخ دار و به سفارش حاکم وقت کرمان و دیگری احتمالا در شیراز بافته شده است.

در دوره قاجاریه اروپا و آمریکا تقاضا برای خرید فرش ایران را افزایش میدهند. بازرگانان تبریزی به تأسیس کارگاه های فراوان قالیبافی نه تنها در تبریز بلکه در کرمان، مشهد، کاشان و سایر شهرهای ایران همت گماشته و قالی های بافته شده از طریق استانبول به اروپا راه می یافتند. با رونق روزافزون بازار فرش ایران تجار خارجی خود به فکر سرمایه گذاری در ایران افتادند و با ایجاد کارگاه های بافت قالی در شهرهایی نظیر کاشان، اراک، کرمان، هدایت این فن را به عهده گرفتند و با اعمال سلیقه و دگرگونی طرحها اصالت آنها را نادیده انگاشتند.

وجود جنگهای بین المللی اول و دوم بازار پررونق فرش ایران را با رکود ناگهانی روبرو ساخت و کارگاه های بسیاری را كه از این طریق ارتزاق می کردند به تعطیلی کشاند.

تولیدات ما معرف فرش مدرن دست بافت ایرانی است که سابقه و اصالت نقوش فرش اصیل ایرانی را با خود به یادگار آورده است

تولیدات ما معرف فرش مدرن دست بافت ایرانی است که سابقه و اصالت نقوش فرش اصیل ایرانی را با خود به یادگار آورده است